شهید محمد علی نادرزاده(شهید دانش اموز)

زندگی نامه
شهید در سال 1349 در خانواده ای مذهبی و فقیر  به دنیا آمد . دوران کودکی را پشت سر نهاد و فعالیت های خود را برای انقلاب از زمان مدرسه آغاز کرد. از همان ابتدا از مدرسه فرار می کرد و به صفوف تظاهر کنندگان می پیوست . چند بار از مدرسه به او تذکر دادند و از او خواستند از مدرسه بیرون نیااید اما او کار خود را انجام می داد . تا جایی که انقلاب به رهبری امام به پیروزی رسید و ایشان هم درس می خواند و هم مقالات و پیام های و نشریات  سپاه را  به ارگان های و ادارات  و مجامع مردم میبرد و می فروخت .امور زندگی خود را با کار در مغازه جگرکی تامین می کرد تا این که جنگ 8 ساله آغاز گردید . ایشان هم در اوایل  در مسجد و در پایگاه ها فعالی خود را آغاز کرد آن موقع تازه وارد اول راهنمایی شده بود . همیشه در دعاهای کمیل شرکت می کرد  و در سرکشی به خانواده شهدا  پیشقدم بود . تا این که در تاریخ 62/4/1  از طریق مسجد پادگان به جبهه اعزام شد و یک ماه بعد به فیض عظیم شهادت رسید .

 

وصیت نامه و خاطرات شهید  و ادامه عکس ها را میتوانید در ادامه مطلب مطالعه کنید .

 



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه، خاطرات شهدا، وصیت نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
شهید فرهاد صفر زاده (شهید دانش اموز)

 

زندگی نامه شهید فرهاد صفرزاده
شهید فرهاد صفرزاده در سال 1348 در یک خانوده مذهبی بدینا آمد و تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه خیرالله در جنوب خرم آباد به پایان رسانید و در تابستان همان سالی که تحصیلات ابتدایی را به پایان برد و چنان شور شوقی نسبت به رفتن به جبهه های حق علیه باطل در وی بوجود آمده بود که با وجود سن کم در بسیج ثبت نام کرده و آماده رفتن به جبهه شدند و اما چون سن کمی داشتند و ممکن بود با رفتن او به جبهه مخالفت کنند و برای همین سن خود را دو سال بیشتر گفته بود و در آن روزها که کشور ما در اوج جنگ تحمیلی با دشمن بعثی و دیگر حامیان پلیدش بود و احتیاج شدیدی به نیرو و تجهیزات داشت ایشان هم با درک این اوضاع و دیگر مشکلاتی که برای کشور عزیزمان بوجود آمده بود وقتی از وی سوال می کنند که آیا آموزش نظامی دیده است یا نه خود را جزء افراد آموزش دیده معرفی می کند و بلافاصله به خط مقدم اعزامن می شود و تا هر چه زودتر بهع ارزوی خود وصل پروردگارش نائل اید و کمتر از یک ماه از اعزام او نگذشته بود که در منطقه عملیاتی جزیره مجنون با کمین ناجوانمردانه دشمن زبون برخورد کرده و همراه چندین از همرزمانش در حالی که فقط 15 سال سن داشتند به درجه رفیع شهادت می رسند و شهید فرهاد صفرزاده با وجود سن کم انسانی با خدا و باایمان و شجاع و مهربان و به طوری که زبانزد دوستان و آشنایان بودند و سرانجام پیکر پاک و مطهر ایشان بعد از 17 سال دوری از وطن در تاریخ 79/5/27 در مراسم پرشکوهی در میان احساسات پاک و پر شور مردم شهید پرور خرم آباد به همراه چندین از همرزمانش شهیدش در بهشت رضای خرم آباد به خاک سپرده شد و روحش شاد و راهش پر رهرو باد روز وصل دوستداران یاد باد  یاد باد آن روزگاران یاد باد

وصیت نامه شهید فرهاد صفر زاده
امام را دعا دکنید این همان جمله ای است که شهید فرهاد صفرزاده همیشه آن را با خطی زیبا می نوشتند و به دیگران هم سفارش می کردند و از پدرم می خواهم که مرا ببخشد که بدون اجازه او به جبهه آمده ام و غیره

خاطره شهید فرهاد صفر زاده
شهید فرهاد صفرزاده در شب های مقدس الله اکبر همیشه سعی می کردند و نفر اولی

باشند و که روی پشت بام بروند و اولین کسی باشند و که الله اکبر بگویند و به گواهی همرزمانش در هنگام شهادت الله اکبر گویان به شهادت رسیده اند و به نقل از قول از یکی از دوستانشان نذر کرده بودند و در تابستان بعد از تعطیلات مدارس هر چه کار کردند پول مزدش را نذر امام زاده ای بکنند و تا مگر هر چه زودتر به آرزوی خود برسند و خداوند هم چقدر زود آرزوی بنده خالص خود برآورده کرده و نذر او را قبول می کنند و بار دیگر ثابت می شود که مردان راه خدا که در راه او قدم بر می دارند با به پاداش و بهشت جاودانی که وعده داده شده و می رساند و در واقع شهدا این گلهای سر سبد عالم و بشریت را گلچین و به وصل خود که کمال هر انسانی است نائل می گرداند

 



| [ کلمات کلیدی ] : وصیت نامه، خاطرات شهدا، زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
زندگینامه شهید محمدحسین شاهوردی(شهید دانش اموز)


شهید محمدحسین شاهوردی متولد 1350 صادره از خرم آباد در محله ای بنام پشته شهید مطهری به دنیا آمد.
محمدحسین اولین فرزند و تک فرزند پسر خانواده بود.میزان تحصیلاتش تا پنجم ابتدایی در مدرسه شهید مجتبی حسینی بود.
هنوز پنجم ابتدایی را تمام نکرده بود که عشق امام و هوای جبهه او را بیقرار کرد.شهید محمدحسین نوجوانی با اخلاق و اخلاص بود.با اینکه سن کمی داشت ولی مسئولیت خانه و خواهرانش با او بود چون پدرش مرتب در جبهه بود و خیلی کم به خانه می آمد.شهید محمدحسین برای رفتن به جبهه سن خیلی کمی داشت برای همین مجبور شد شناسنامه اش را دست بزند و سن خود را قانونی کند.
دقیقاً 65/2/10 نزدیک صبح بهاری مادرش در پادگان امام حسین (ع)او را بدرقه کرد و 20 روز بعد در عملیات حاج عمران به مدت 7 سال مفقودالاثر بود.در سال 1372 پیکر پاک این نوجوان شهید را بعد از این همه دوری به خانواده اش تحویل دادند و در گلزار شهدای بهشت رضای خرم آباد به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
ندگینامه شهید نادرزبردست (شهید دانش اموز)

زشهید در سال 1347 در سرابعلی نقی به دنیا آمد .شهید از همان اول که به مدرسه می رفت و به کسب دانش پرداخت با وجود مشکلات فراوان از جمله کارهای زیاد کشاورزی در دوران ابتدایی همواره موفق بود و درسش را در دوران ابتدایی بدون هیچ مانعی طی نمود و در سال 58 به شهر آمده و در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت و سال اول ودوم راهنمایی را نیز پشت سر گذاشت و با شروع جنگ او علاقه فراوانی به جنگ و جبهه داشت ودرس خواندن دلسرد شد و با فرمان امام درسال 61 به جبهه رفت . شهید همواره دوست داشتند به جبهه بروند ولی بخاطر سن کمی که داشتند اولیایش او را از جبهه  منع می کردند و به ایشان اجازه نمی دادند و انگیزه ایشان یاری رساندن به اسلام وجمهوری اسلامی بود و با پیام اما م و لازم نبودن رضایت ایشان در بسیج ثبت نام کردند و طی مراحل آمادگی نظامی به جبهه اعزام شد ند و همیشه تاکید می کردند پیر و امام باشید و از ولایت فقیه پشتیبانی کنید . و حدود 3 ماه درجبهه مردمی فکه انجام وظیفه کرد.شهید در تاریخ 61/11/20 در جبهه فکه به شهادت رسید شهید در جبهه بنا به تعریف دوستان عضو امداد شد و در هنگام عملیات او با چند تن دیگر در یک سنگر بودند که خمپاره به آن سنگر اصابت کرده و اکثرا به شهادت رسیده بودند محل دفن این شهید گلستان شهدای خرم آباد است .



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
زندگی نامه شهید بهروز رحمتی (شهید دانش اموز)


شهید بهروز رحمتی در سال 1353 در قریه فلک الدین از توابع خرم اباد در خانواده ای فقیر چشم به جهان گشود پدرش به کارگری اشتغال داشت با رنج و زحمت فراوان هزینه زندگی را تأمین می نمود . شهید تا کلاس دوم درس خواند ولی به علت فقر مالی قادر به ادامه ی تحصیل نشد . او از همان دوران کودکی اش به دین اسلام علاقه  ی زیادی از خود نشان می داد . پس از استقرار از نظام جمهوری اسلامی و حیله ی ناجوانمردانه ی ابرقدرتها عشق و علاقه ی بی نظیری به جبهه و جنگ از خود نشان می داد و ان به صورتی بود که همیشه د رمیان دوستان و براردانش از جبهه سخن می گفت و از انها یم خواست که باهم به جبهه بروند وی با سواد کمی که داشت از بسیاری مسائل آگاهی داشت از جمله آگاهی کامل او بر جنایات رژیم پلید پهلوی و همچنین دوستانش را از این مسائل آگاه می کرد همیشه ارزوی شهادت می کرد و همدوش سایر مردم در راهپیمایی ها شرکت می کرد او همیشه ارزوی دیدن امام را داشت به او عشق و علاقه ی زیادی داشت و همیشه به جان حضرت امام قسم می خورد . شهید بهروز رحمتی 2 بار راهی جبهه های حق علیه باطل شد وی وقتی که برای دومین ابر عازم جبهه شده بود به تاریخ 1364/9/4 به مقام رفیع شهادت نائل آمد.



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
زند گی نامه شهید علی یار دارابی(شهید دانش آموز)


محل تولد در روستای قمکلان بخش حو مه در سال 1350 در خا نواده ای مستضعف متو لد شد  دوره ی نو جو انی  که در سال 1356 وارد د بستان  غایر در پشت کوه  که تا سوم ابتدایی و کلاس چها رم ابتدایی رد روستای دره گرم و پنجم ابتدایی در دبستان عشا یری به پا یا ن رسانید و بعد از آن به دوره اول راهنما یی در خرم
ا باد  در خانه  پسر عمه اش و کلاس دوم راهنما یی در خانه برادرش  و کلاس سوم راهنما یی را در خانه عمو یش در مد رس هی شهید عبد الحسین مبشر مشغو ل درس خو اندن بود و در سال 63 دوره ا مو زشی در پا د گان حمزه سید الشهدا به پا یان رسا نید  و چون که به حد قا نونی نر سیده بود او را به جبهه نمی بر دند  و چندین بار مرا جعه به ستاد بسیج کرد که او را نپذیرفتند  عا قبت این که شنا سنا مه  را با تاریخ بیشتر نو شته  و فتو کپی ‌آن را  که سن بزرگتر نشان می دهد  به بسیج مراجعه و ثبت نام می کند  و در تاریخ 64/1/25 اعزام به جبهه شد چون که عشق و علا قه به انقلاب اسلا می داشت و همیشه با معلما نی که بر علیه انقلاب حرف می زدند با آنان مخا لفت می نمود و در شب و روز همه فکرش این بود که به جبهه برود و همیشه از نماز خو اندن  کو تا هی نمی کرد و همیشه در نماز جمعه شر کت  می کرد  و همیشه با با ما ها که از بزرگتر بو دیم می گفت که وظیفه هر فرد مسلمان است که از این انقلاب اسلا می د فاع کند  مخصو صا  ما ها که جو ان تر هستیم و دارای زن و بچه نیستیم با ید کو شا تر باشیم تا اینکه در جبهه زبیدات و در تاریخ 64/4/4 به درجه رفیع شهادت  رسید و در بهشت رضا در جوار دیگر شهدای عزیز انقلاب خرم ا باد در تا ریخ 64/4/10 به خاک سپرده شد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
زندگینامه شهیدسیدعلی خلفوند(شهید دانش اموز)

 
شهید فرزندسیدجمعه درسال 1351 درروستای سردارآبادازنا به دنیاآمد ودرسن 6 سالگی به علت بعضی مشکلات خانوادگی نتوانست به مدرسه برود وبعدازاینکه آمادگی جهت تحصیل فراهم شد وچون سن او فرا تررفته بودازطرف مسئولین مدارس او را ثبت نام نکردند تااینکه درسال 1359 به همراه خانواده اش به خرم آباد آمد ودرآن 8هنگام نهضت سواد آموزی به رهبری امام خمینی تشکیل شد ودر 9 سالگی شروع به تحصیل کرد شهید بطورداوطلب توسط نیروی بسیج سپاه پاسداران به جبهه اعزام شد مرحله اول 3 ماه درجبهه گیلان غرب وبعد ازبازگشت به مدت کوتاهی درخانه بود باردوم در قالب سپاهیان حضرت محمد به جبهه اعزام شد شهید اخلاقی درست با مردم داشت وبا گشاده رویی بامردم رفتار می کرد شهید دراواخردیماه 1365 پس ازچندروزاعزام وحضور درجبهه درعملیات کربلای 5 به علت اصابت ترکش به سمت سرش به شهادت رسید ومورخه 65/11/16 جسد مطهرش به خرم آباد ودربهشت رضا به خاک سپرده شد روحش شاد یادش گرامی .



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢۸
زندگینامه شهید محمد خادمی (شهید دانش اموز)


شهید محمد خادمی در سال 1351 در یک خانواده مذهبی و زحمتکش روستایی در روستای گوشه طالقان (صبور)چشم به جهان گشود.دوران کودکی را تحت تربیت اولیا خود با اصول اسلامی آشنا و در سن هفت سالگی راهی مدرسه گردید و هنوز دوران ابتدایی مدرسه را تمام نکرده بود که نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام شروع گردید و تا زمان جنگ تحمیلی که شهید نیز با اینکه سن کمی داشت شور و شوق عجیبی نسبت به جبهه و جنگ از خود نشان میداد ولی به علت کمی سن وی را اجازه رفتن به جبهه نمی دادند که سرانجام بعد از مدتی تلاش در تاریخ 63/5/23 همراه برادر خود یعنی شهید محمد رضا به پشتیبانی جنگ مراجعه و عازم منطقه غرب کشور میشوند و سرانجام هر دو برادر در تاریخ 63/7/2 با اندکی فاصله بر اثر ترکش خمپاره دشمن بعثی کافر جان عزیز خود را فدای اسلام می نمایند.
روحشان شاد و یادشان گرامی باد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢٧
زندگینامه شهید جعفر پشتدار (شهید دانش اموز)


شهید در سال 1347 در شهر مراغه یکی از شهرهای آذربایجان غربی چشم به جهان گشود در سن 6 سالگی به مدرسه رفت و دوره ابتدایی را سپری نمود او بچه ای ساکت و فرمانبرداربود و از نظر اخلاقی بسیار پسندیده و متواضع بود دارای یک حس دلسو زی و کمک به همنوع بود واقعا پسر بود که عاشق کار های فنی بود و هر گاه وسیله ای از خا نه خراب می شد با علاقه فراوان آن را درست می کرد. و هنگامیکه کاری که به سن 11 سالگی رسید نماز خواندن را شروع کرد او خیلی زود اسلام را شناخت و هر صحبتی که در این باره می شدبه خوبی گوش می دادو مطالب آن را جذب می کرد .در سن 12 سالگی روزه گرفتن را شروع کرد و با اینکه در شرایطی نبود که بتواند روزه بگیرد ولی تمام ماه رمضان را روزه می گرفت و خود من بارها شاهد بودم که لبهایش خشک و سیاه می شد و در سن 13 سالگی افکارش کاملا جذب انقلاب شده بود و امام را بسیار دوست داشت و اگر کسی نسبت به امام و انقلاب تعر ضی نشان می داد با او بر خورد می نمورد حالا دیگر نمازش قضا نمی رفت از محرمات دوری می جست افراد را هم به امر به معروف و نهی از منکر وا می داشت او به گفته امامش لبیک گفته بود و به جنگ با کفار بغثی رفت ولی پدر و مادرم با او موافقت نکردند وبه او گفتند مدرسه سنگر توست ولی او تصمیم خودرا گرفته بود و وقتی از او سوال کردم چرا به این فکر افتاده است گفت امام فرموده اسلام در فطرت من است باید دین خود را ادا کنم بعد از این گفته طولی نکشید که از مدرسه فرار کرد و به خوزستان رفت او هنگام ثبت نام خود در بسیج اسم خود را عوض می کند تا اگر پدر و مادر به سراغش بروند نتوانند پیدایش کنند و او سرانجام در تاریخ63/2/27 در جبهه فکه در تپه دو قلو بر اثر اصابت ترکش های خمپاره سر وسینه اش به شهادت می رسد.و محل دفن او بهشت رضای خرم آباد است .



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢٧
زندگینامه شهید محمد بیرانوند(شهید دانش اموز)


شهید محمد بیرانوند فرزند جمعه در تاریخ 1344/6/6 در شهر خرم آباد در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود.وی دوران کودکی را در کنار خانواده سپری کرد و در حالی که 13 سال بیشتر نداشت در تاریخ 57/11/23 در منطقه ژاندارمری شهر خرم آباد به درجه رفیع شهادت رسید.



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢٧
زندگینامه شهید حمید بهرامی (شهید دانش اموز)


در سال 1351 در خانوادهی کم درآمد و مستضعف فرزندی متولد شد و در همان ایام کودکی از نعمت پدر محروم شده بود و سایه پدر را بر سر خود احساس نکرده بود و او کسی نبود و جز حمید بهار می فرزند علی کرم دارای سه برادر و یک خواهر او که در یک روستای دورافتاده و به دنیا آمده بود و خود را تا پایان دوره ابتدایی ادامه داد و چون در آن زمان جنگ بین ایران و عراق شروع شده بود و به خاطر لبیک به ندای امام کبیر و رهبر ولایت فقیه و دفاع از میهن تحصیل را رها کرد و به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت و اما چون او سن کم داشت و نگذاشتند او به جبهه برود و به همین خاطر با استفاده از شناسنامه برادر بزرگتر خود به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت و تا درمقابل دشمن تا دندان مسلح با سن کم خود صف آرایی کند و او در عملیاتهای بسیاری شرکت کرد و شجاعتهای بی شماری از خود را نشان دادند و شاهد شهادت بسیاری از هم رزمان خود بود و از این بابت که چرا نوبت به خود وی نمیرسد و نا راحت بود و تا اینکه درعملیات حاج عمران در نقده به آرزوی قلبی خود رسید و شربت پربار شهادت را نوشید و به شهادت رسید.یادش گرامی باد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢٧
زندگینامه شهید عیدی ابدالی پور(شهید دانش آموز)

شهید در سال 1345 در یکی از روستاهای الشتر در خانواده ای مستضعف  متولد شد و در سال1355 در محله اسد آبادی شروع به درس خواندن کرد ولی براثر فشار مالی  و سنگینی هزینه خانواده نتوانست ادامه تحصیل دهد و مجبور به تر ک تحصیل شد و به کارگری مشغول شد دارای اخلاقی خوش و پسندیده بود و بارزترین ضعف او این بود که هیچگاه ضعف و سستی به خود وارد نمی کرد و همیشه گوش به فرامین امام می داد .در مواقعی با سید نعمت الله موسوی همگام می شد در فعا لیتهای ضد رژیم و در تظا هرات حضور داشت و در سنگر مساجد و حضوری در جبهه ها تا زمان شهادت و می گفت ما وظیفه فر مانبرداری از امام امت را داریم از طریق بسیج به جبهه اعزام شد و به خرمشهر و دیگر مناطق ر قابیه (تپه دو قلو جنگل )نیز رفته است.برادر شهید که خود پاسداردر منطقه بوده است می گوید بعد از شنیدن خبر شهادت برادر به محل شهادت رفتم و از نزدیک پیکر شهید را مشاهده کردم  که به وسیله خمپاره تقریبا تمام آن از بین رفته بود و باقی مانده پیکر مطهرش را به پشت جبهه منتقل کردم.محل دفن این شهید بهشت رضا خرم آباد می باشد . 



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩۱/٢/٢٧
کسی که لشکر 9 بدر را سازماندهی کرد

اسماعیل دقایقی درسال ‌‌١٣٣٣ هجری شمسی در بهبهان در خانواده‌ای که به پاکدامنی و التزام به اصول و مبانی اسلام اشتهار داشت، به دنیا آمد. روح و روان اسماعیل در این کانون که ارزش‌های اسلامی در آن به خوبی مشهود بود پرورش یافت و زمینه‌ای برای شخصیت والای آینده او شد.

این خانواده با توجه به مشکلاتی که داشتند، مجبور شدند به «آغاجاری» مهاجرت و با پایبندی به اصول انسانی و اسلامی، در آن شهر زندگی کنند. شهری که بنا به موقعیت خاص جغرافیایی و منابع زیرزمینی خود نه تنها مورد طمع غرب (بویژه آمریکا) بود، بلکه غارت ارزش‌های فرهنگی و سنت‌های اجتماعی آن نیز در برنامه‌های استکبار جهانی قرار داشت. اما خانواده اسماعیل نه تنها خود از این تهاجم، سرافراز بیرون آمدند، بلکه در اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیز تلاش می‌کردند. در نتیجه،‌اسماعیل نیز تمامی ارزش‌های وجودی خود را که از کودکی به آنها پایبند بود از خانواده خود فراگرفت.

او که از هوش و ذکاوت سرشاری برخوردار بود، مورد توجه خانواده قرار گرفت و پس از ورود به دبستان و پشت سر گذاشتن این مرحله و اتمام دبیرستان، در سال ‌‌١٣۴٩ در کنکور هنرستان شرکت ملی نفت (که تنها شاگردان ممتاز و باهوش و نمونه را می‌پذیرفت) شرکت کرد و پس از قبولی، به ادامه تحصیل در آن هنرستان پرداخت.



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه، خاطرات شهدا
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳٩٠/۱٠/٢۸
وصیت نامه ، زندگی نامه و خاطراتی از شهید موسی اسکندری

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله جمیعاً مابقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
السلام علیکم ایها الشهداء جمیعاً و رحمه الله و برکاته.
اما بعد، سلام بر دختر کوچکم، مهدیه جان.
ان شاء الله وقتی این سطور را بخوانی که اسلام با عزت و سربلندی بر تمام کفر جهانی سیطره یافته؛ کربلا و قدس آزاده شده باشد و مسلمین از زیر یوغ این ابرقدرتان و نوکران دست نشانده شان در منطقه آزاد و رها شده باشند.
دخترم! چند روز پیش که از مادرت خداحافظی کردم و به طرف جبهه می آمدم، در میان راه به یاد تو بودم. موقع آمدنم تو هنوز در خواب بودی. آمدم بالای سرت و تو را بوسیدم و بوئیدم نگاه به چهره ی معصومت که همچون ملکی آرام خوابیده بودی. خداحافظی کردم و از تو جدا شدم.
در این چند سال، بارها از مادرت و پدربزرگ و بی بی خداحافظی کردم به امید اینکه دیگر برنگردم؛ ولی مقدرات الهی بر این تقدیر بود که بنده، این خاطی سیه روز، دست از پا درازتر به خانه برگردم. در هر حال،
نمی دانم این نامه را که برای تو می نویسم، خداوند چه نقشه ای برای من کشیده است! شاید خودم باشم و این نامه را برای تو بخوانم و برای تو از نزدیک این قصه را که می خواهم برایت بگویم بازگویم. شاید هم اگر خدا عنایت کند، به خیل شهدا بپیوندم. در هر حال، ما راضی به رضای او هستیم، هر آنچه که دوست بخواهد، عشق است و این رمز پیروزی و سعادت در دنیا و آخرت است.
دخترم! می دانی که نامت را چگونه انتخاب کردیم؟ با مادرت که گفت و گو می نمودم قبل از تولدت بنایمان این بود که اگر نوزاد و هدیه خداوند به ما پسر بود، اسمش را مهدی بگذاریم و اگر دختر بود، مهدیه، که الحمدلله و المنه، خداوند شما را برایمان هدیه آورد و ما تشکر کردیم و شکر خدا او را نمودیم که خداوند این هدیه را به ما عطا کرد. ان شاء الله که توانسته باشیم؛ و مادرت توانسته باشد
(و خودت هم) در حفظ و حراست و تزکیه و طهارت مستمر این اهدایی خداوند موفق و مؤید باشد.
دخترم! در هر حال، برایت نگفتم؛ به این خاطر اسمت ]را[ مهدیه گذاشتم که یاد و خاطری از عموی شهیدت، مهدی عزیزمان که 2 سال پیش از تولدت شهید شده بود در کانون خانواده گرم و زنده و به یاد ماندنی باشد.
نمی دانی که چه عمویی بود، یک درّ گرانبهایی بود که برای خاطر اسلام به دست این از خدا بی خبران به شهادت رسید.



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه، وصیت نامه، خاطرات شهدا
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگی نامه شهید علی اکبر شیرودی

شهید علی اکبرشیرودی حماسه نامی است که باید بارها خواند، مردی که حماسه‌ای بی ‌بدیل در تاریخ از خود به یادگار گذاشت و خود را در کنار ستارگان پر فروغ آسمان دفاع مقدس قرار داد.  
هشتم اردیبهشت، سالروز شهادت عقاب تیز پرواز آسمان ایران شهید سروان خلبان علی اکبر شیرودی است که ذکر نامش در صفحه پرافتخار تاریخ دفاع مقدس همیشه درخشان است.

 


امیر سرافراز ارتش اسلامی سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی، در دی ماه 1334 در شیرود تنکابن به دنیا آمد.
وی دوران ابتدایی و دبیرستان را در تنکابن پشت سر گذاشت. سپس به تهران رفت و سپس از طی مراحل جذب در هوانیروز و آموزش خلبانی به اصفهان اعزام شد.
شهید شیرودی در طول دوران قبل از انقلاب در زمینه‌های مذهبی فعالیت می‌‌کرد و علیه رژیم شاه فعالیت‌هایی را انجام می‌داد.
این شهید بزرگوار با سختی و مصائب بسیار تا سوم متوسطه در زادگاهش به تحصیل پرداخت ، سپس راهی تهران شد و همراه با کار به تحصیل خود ادامه داد .
شهید شیرودی با اتمام تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند . سپس دوره هلی کوپتری کبرا را در پادگان اصفهان دید و با درجه ستوانیاری فارغ التحصیل شد .
وی پس از سه سال خدمت در ارتش به کرمانشاه رفت وبا شهید کشوری و چند نفر دیگر آشنا شد بطوری که بیشترین اوقات را با آنان می گذراند و با اوج گرفتن جریانات انقلاب اسلامی شهید شیرودی از ارتشیانی بود که به صفوف راهپیمایان پیوست و به دستور حضرت امام مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها او نیز خارج شد.
پس از خروج از پادگان درصدد تشکیل گروهی چریکی بر آمد و با تعدادی از دوستانش در کرمانشاه در این زمینه اقدام کرد تا اینکه امام به میهن بازگشتند و انقلاب به پیروزی رسید .
شهید شیرودی پس از جریانات پیروزی انقلاب با پیش‌مرگان کرد مسلمان همکاری کر و سپس با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست.
بر پایه این گزارش زمانی که جنگ کردستان آغاز شد شیرودی و چند تن دیگرازخلبانان وارد جنگ شدند و او ساعتی ازجنگ فاصله نگرفت وچنان جنگید که شهید دکتر چمران او را ستاره درخشان جنگ کردستان می نامید و شهید تیمسار فلاحی نیز او را ناجی غرب و فاتح گردنه ها و ارتفاعات آربابا ، بازی دراز ، میمک و دشت ذهاب وپایگاه ابوذر معرفی می کرد .
شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش ولی باز سرسختانه می جنگید و همیشه عاشق به تمام معنی بود.
وی بار ها هنگام پرواز می گفت: وقتی که پرواز می کنم حالتی دارم همانند یک نفرعاشق که به طرف معشوق خود می رود. هرلحظه فکر می کنم که به معشوق خودم نزدیک تر می شوم و به آن آرزوی قلبی که دارم می رسم ولی وقتی برمی گردم هرچند که پروازم موفقیت آمیزبوده باشد باز مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز آنطوریکه باید خالص نشدم تا مورد قبول دعوت خدا قرار بگیرم.
شهید علی اکبر شیرودی در نهایت به خلوصی که خواهانش بود رسید و مورد دعوت حق قرار گرفت و در هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 در حالیکه تانک های عراقی به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حرکت بودند با هلی کوپتر به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید .
تیمسار فلاحی بعد از شهادت وی گفت : وقتی خبر شهادت شیرودی رابه امام دادم یک ربع به فکر فرو رفتند و حضرت امام در مورد همه شهدا می گفت خدا آنها را بیامرزد ولی در مورد شیرودی گفت او آمرزیده است.
وی عاشق انقلاب و ولایت بود و همواره سعی می‌کرد پیوند مستحکم بین ارتش و روحانیت برقرار کند و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کرد. شیرودی عاشق پرواز بود، او برای پیروزی و نبرد علیه دشمن زمان را نمی‌شناخت و شبانه روز برای پیشبرد اهداف جنگی تلاش می‌کرد.
بیژن شیرودی از همرزمان شهید درباره شهید شیرودی می گوید: خلبان شهید شیرودی، یک نظامی شجاع و دلیر و بی‌نظیر بود و زمانی که رژیم بعثی عراق با نیروهای زرهی خود به ایران حمله کرد شهید شیرودی با کمک همرزمان خود جلوی پیشروی عراقی‌ها را گرفت و با توجه به اوضاع نابسامان کشورمان در اوایل انقلاب نقش ممتاز و بی‌نظیر خلبان شیرودی در سرکوب متجاوزان و منافقین قابل توجه بوده و هر زمانی که ایشان در آسمانی بود رزمندگان نیروی مضاعفی می‌گرفتند.
وی می افزاید: در اوج بحران داخلی و تلاش منافقین علیه انقلاب، شهید شیرودی تلاش فراوانی را بر علیه آنان انجام می‌داد و زمانی که برای دیدن والدین خود به شیرود تنکابن می آمد، همشهریان خود را نسبت به توطئه‌های آنان آشنا می‌ساخت و در مراسم تظاهرات و راهپیمایی شرکت فعال داشت.
محمدعلی میرزایی یکی دیگر از خلبانان هوانیروز و همرزم شهید شیرودی نیز می‌گوید: شیرودی همچون ستاره پرفروغ آسمان همواره برای رسیدن به اهداف عالیه خویش نور افشانی می‌کرد و در راه عشق و شهادت و پایمردی خستگی را نمی‌شناخت و تا پای جان می‌رفت و زمانی که در پایگاه هوایی کرمانشاه بودیم، مقام معظم رهبری در نماز جماعت به ایشان اقتدا کرد و نماز خواند و مؤذن این نماز جماعت بنده بودم.
وی اظهار داشت: شجاعت و دلیرمردی شیرودی در بین خلبانان هوانیروز مثال زدنی بود و برای رسیدن به هدف هیچ مانعی نمی‌توانست وی را از انجام مأموریت باز دارد.
امیر سرافراز ارتش اسلام سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی در فرازی از وصیت نامه خود می‌گوید: هنگامی که پرواز می‌کنم احساس می‌کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می‌شوم و در بازگشت هر چند پروازم موفقیت‌آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می‌کنم هنوز خالص نشده‌ام تا به سوی خداوند برگردم.
شیرودی در هشتم اردیبهشت سال 60 پس از انجام مأموریت خود در منطقه بازی دراز و شکست سنگین دشمن به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای شیرود به خاک سپرده شد.
شهید علی اکبر شیرودی حماسه نامه‌ای است که باید بارها خواند، مردی که حماسه‌ای بی ‌بدیل در تاریخ از خود به یادگار گذاشت



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه معلم ابراهیم کشاورز

معلم شهید بزرگوار ابراهیم کشاورز در چهارم مرداد ماه و سال هزار و سیصد و سی و پنج در روستای لاشیدان، شهرستان لاهیجان دیده به جهان گشود . ابراهیم تحصیلات دوره ابتدایی را در لاشیدان سپری کرد وی با ورود به سن ده سالگی پدر بزرگوارش را از دست داد، و پس از مدتی با ازدواج مجدد مادر، سرپرستی او و دو برادر کوچکترش را به پدر بزرگ و مادر بزرگ سپرده شد، و ابراهیم از همان ابتدای نوجوانی مسئولیتی بس بزرگ را متقبل شد . اما با پشتکاری که وی داشت، توانست علاوه بر ادامه تحصیل خود و اخذ دیپلم، در امر تعلیم و تربیت برادران و تاًمین مخارج زندگی آنها نیز تلاش نماید و با صبر و تدبیر و دلسوزی برادرانه به این امور همت گماشت، تا جایی که برادرش می گوید (( ابراهیم کارهای ما را به دقت مورد بررسی قرار می داد،



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید بزرگوار محمد اصغریخواه

شهید بزرگوار محمد اصغریخواه در تاریخ 2/3/1340 در روستای فتیده شهرستان لنگرود در یک خانواده مستضعف ولی متدین و مذهبی پا به عرصه وجود نهاد . تعلیم و تربیت محمد، در خانواده ای مومن متعهد و متقی از همان اوان کود کی فطرت خدا جویی و عشق به ائمه اطهار (ع) در وجودش ریشه دوانید . تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش پشت سر نهاد و متوسطه را در شهرستان لنگرود با نمرات عالی سپری کرد و برای ادامه تحصیل در کنکور شرکت نمود و دو مرحله در دانشگاه امام حسین ( ع ) پذیرفته شد ولی با توجه به نیاز زمان حضور در جبهه را ارجح به حضور در دانشگاه دانست . شهید اصغریخواه تحصیلات دبیرستان را در مدرسه ملی مهدوی گذراند که توسط روحانیون اداره می شد و به همین علت روح آزادی خواهی از همان زمان تحصیل در او تعالی پیدا کرد و در جلسات مخفیانه روحانیون مبارز که در روستای فتیده ولنگرود برگزار می گردید شرکت می کرد و تواننست زمینه فعالیت جوانان را بر علیه حکومت طاغوت فراهم نماید . او که برای رسیدن به آزادی و برقراری حکومت اسلامی دست از جان شسته بود هر روز با غسل شهادت پا به بیرون از خانه می گذاشت و در تظاهرات علیه طاغوت شرکت می کرد.



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید غلامرضا بامروت

سوم تیرماه سال هزار و سیصد و چهل و چهار در شهرستان رشت در خانواده ای مسلمان و مذهبی کودکی دیده به جهان گشود، که به عشق ثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام ؛ غلامرضا نام گرفت . دوران کودکی غلامرضا در آغوش گرم پدر و مادر سپری شد . او تا مقطع اول دبیرستان تحصیل نمود . با اوج گیری فعالیت انقلابیون مسلمان به رهبری امام امت، او با وجود سن کم به صفوف مردم مبارز علیه طاغوت در تظاهرات شرکت می کرد و به همراه امت حزب الله هر گونه فعالیتی بود، برای رسوایی و به زانو در آوردن حکومت جور و طاغوت ستم شاهی باجان دل استقبال می نمود

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وبا تشکیل کمیته انقلاب اسلامی مدتی در آن کمیته فعالیت نمود، و با تاًسیس سپاه پاسدران انقلاب مدتی با عضویت فعال به دلیل سن کم مشغول به همکاری باسرو قامتان سپاه شد اما طولی نکشید که مسئولین سپاه به شایستیگی های برتر وی پی بردند وپس ازآن به عضویت رسمی سپاه در آمد تا بلکه بدین طریق بتواند در نهادی منسجم و سازمان یافته و با آگاهی و عشق وایمان در حفظ دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی حراست پاسداری نماید و بدین سبب به خیل سربازان خمینی کبیر پیوست و نقش موًثری در سرکوبی منافقین و ضد انقلابیون خود فروخته و از خدا بی خبر، که درگوشه وکنار استان دست به تحرکات مذبوحانه و حتی ترور شخصیتهای خدوم ومتدین و مذهبی به امت اسلامی وشهید پرور و نظام مقدس جمهوری اسلامی را داشتند، مبارزه وایثارجان می نمود. دومین مسئولیت شهید، سرجمداری واحد تدارکات سپاه بود که با دقت زیاد به آن می پرداخت .

غلامرضا جوانی پاک شاداب و متدین و رئوف مهربان و دارای روابط عمومی عالی بود و عشق و علاقه ای وافر به تلاوت روح بخش آیات قرآن مجید داشت وچون از صوتی نیکو، برخودار بود در مراسمات قرآن تلاوت می نمود . همچنین درحفظ و نگهداری بیت المال فوق العاده مقید و پایبند بود، بلکه دیگران را نیز به نگهداری و نگهبانی از آن سفارش می نمود و مسئولیت و قرب واجر این ثواب را نزد پرودگار متذکر می شد . وی به سنت پسندیده رسول مکرم اسلام حضرت محمد (ص)عمل نمود و زندگی مشترکش را با همسرمکرمه اش در کمال سادگی و صفا بنا نهاد و دو گل در بستان زندگی اش به ثمر نشست . او سرباز مخلصی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی بود و به خانواده اس گفته بود تا زمانی پایبنده شما هستم، که اسلام و انقلاب در خطر نباشد و هر گاه اسلام را در خطر دیدم شما در اولویت بعدی هستید .

غلامرضا از بلاغت و شیوایی کلام نیز برخوردار بود، لذا با سخنرانیهای پرشور و کوبنده علیه منافقین و آمریکای جهانخوار و دشمن بعثی کافر، چنان بینش سیاسی  و شور ایمانی در جوانان و نوجوانان غیور مسلمان ایجاد می کرد که آنان از سر ایمان وعشق، تشویق و ترغیب به حضور مستمر در جبهه های نبرد حق علیه باطل می شدند .

شهید با مروت در حقیقت در دو جبهه، فرهنگی و نظامی فعالیت داشت، و خود از همان شروع جنگ بارها برای دفاع از کیان امت اسلامی راهی مناطق جنگی شد. زمانی فرماندهان وقت او را به عنوان جانشین ستاد جذب کمک های مردم گیلان انتخاب نمودند وی نقش بسیار مهمی در این رابطه هم داشت ، و مدت زمانی ماموریت تشکیل گردان سلمان و فرماندهی آن را بر عهده گرفت . او در ماموریتهای محوله اطاعت پذیری محض از فرماندهان خود داشت، و نیز همواره در ماموریت های سخت داوطلب بود و بیش از 14 بار افتخار حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل را داشت و در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس و محرم، والفجر مقدماتی ، والفجر 6، کربلای 4و2 و کربلای 5 همواره حضوری بی باک و شجاعانه در نبرد با دشمنان متجاوز داشت، او پس از رشادتها و دلاوریهای فروان در حالیکه فرمانده گردان سلمان، از لشکر 16 قدس گیلان بود در تاریخ 26/ 10/ 65 در سن21 سالگی، پس ازسالها هجران و آرزوی وصال معبود اذلی، سرانجام در عملیات کربلای 5 در جزیره بوارین به شهادت رسید و همنشین عرشیان گردید



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید بزرگوار غلامرضا قبادی

شهید بزرگوار غلامرضا قبادی در سال هزار و سیصد و چهل در یک خانواده مسلمان و مذهبی دیده به جهان گشود .

با تحرکات امت اسلامی به رهبری امام امت غلامرضا که در سن شانزده سالگی و در مقطع دبیرستان بسر می برد به صفوف انقلابیون مسلمان پیوست و بدلیل محبوبیتش نقش مهمی را در لنگرود با ترتیب تظاهرات و راهپیمایها و تکثیر و توزیع اعلامیه حضرت امام (رض) و تشویق و ترغیب دوستان و همکلاسان خود در منطقه ایفا نمود . غلامرضا قبادی در بین دوستان نمونه ای از الگوی تقوا، جوانمردی، قناعت، پرهیزکاری و در عین حال شجاع و دلاوری، که همه اوقاتش برای رضای حضرت دوست سپری می شد و همواره در خدمت نوجوانان و جوانان و همه اقشار جامعه بود و عجیب از کمک و خدمت به مردم لذت می برد، چنان که گویا به آرامشی قارغ العاده دست یافته بود .

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی با به عضویت در آمدن بسیج سپاه بر دامنه فعالیتهایش سازماندهی بهتری بخشید و با برپایی مجالس سخنرانی و تشکیل انجمن اسلامی و برپایی کلاسهای عقیدتی در هدایت و روشنگری جوانان و نوجوانان منطقه نقش ارزنده ای داشت . پس از اخذ دیپلم به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لنگرود در آمد و در صفوف سبز پوشان سرخ قامت، نظام مقدس جمهوری اسلامی شبانه روز و در خدمت نظام به تکلیف و ادای دین مشغول بود، ایشان در سپاه در پست های مختلف تلاش و کوششی خستگی ناپذیر و فراگیر داشت، مدتی مسئولیت تبلیغات و مسئولیت پرسنلی و مسئول سازماندهی و قائم مقام فرماندهی و سپس فرماندهی بسیج سپاه لنگرود را بر عهده گرفت . با آغاز جنگ تحمیلی دشمن بعثی بسوی مناطق جنگی شتافت و با تهور و بی باکی و شجاعت کم نظیرش موجب بالا بردن روحیه رزمنده گان اسلام می شد و از کمترین فرصت ها بیشترین بهره را کسب فیض می نمود و هیچگاه اوقاتش را بیهوده تلف ننمود و سرانجام در تاریخ 10/6/1365 این رزمنده سرافراز اسلام در سحرگاهی سرد و زیبایی عملیات کربلای 2 در حاج عمران برفراز قله های رفیع کدو بر اثر اصابت ترکش گلوله دشمن، دعوت حق را لبیک و در دیار جانان رحل اقامت افکند و سرافراز و سعادتمند به قافله سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام پیوست



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه پاسدار شهید داود حق وردیان

پاسدار شهید داود حق وردیان در پانزدهمین روز بهار سال هزاز و سیصد و چهل و یک ، همزمان باروئیدن جوانه ها و بهار گلها ، در دامان پدر و مادری مومن و ترک زبان در شهرستان منجیل متولد شد . تولد داود گرما بخش خانواده گردید و همانند نگینی در محفل خانواده می درخشید . رشد و نمو دوران نونهالی او همراه با کسب تحصیل دوران ابتدایی در زادگاهش سپری شد ، اما بنا به موقعیت شغلی پدر به رشت عزیمت نمود. و دوران تحصیلات راهنمایی تا دبیرستان را در شهرستان رشت سپری کرد. داود قبل از اینکه به دوران بلوغ شرعی برسد احکام و مسائل دینی را بر خود واجب می دانست و همواره خود را مقید به رعایت آن می نمود و چون از صفات پسندیده ای برخوردار بود ، ذره ای ریا و تظاهر در وی راه نمی یافت و از حق و حقیقت در هر شرایطی طرفداری میکرد . مادرگرامی اش می فرماید : ((داود در میان بچه های من یک چیز دیگری بود ، داود آنقدر به خدا نزدیک بود و در زمان نوجوانی او شبی ، خواب دیدم در عالم رویا سیدی نورانی، به من گفت این داود تو به دنیا ماندنی نیست و به زودی پر خواهد کشید. و به همین علت ترس از دست دادن او همیشه قلبم را می آزرد )) . 



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید بزرگوار محمد اصغریخواه

شهید بزرگوار محمد اصغریخواه در تاریخ 2/3/1340 در روستای فتیده شهرستان لنگرود در یک خانواده مستضعف ولی متدین و مذهبی پا به عرصه وجود نهاد . تعلیم و تربیت محمد، در خانواده ای مومن متعهد و متقی از همان اوان کود کی فطرت خدا جویی و عشق به ائمه اطهار (ع) در وجودش ریشه دوانید . تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش پشت سر نهاد و متوسطه را در شهرستان لنگرود با نمرات عالی سپری کرد و برای ادامه تحصیل در کنکور شرکت نمود و دو مرحله در دانشگاه امام حسین ( ع ) پذیرفته شد ولی با توجه به نیاز زمان حضور در جبهه را ارجح به حضور در دانشگاه دانست . شهید اصغریخواه تحصیلات دبیرستان را در مدرسه ملی مهدوی گذراند که توسط روحانیون اداره می شد و به همین علت روح آزادی خواهی از همان زمان تحصیل در او تعالی پیدا کرد و در جلسات مخفیانه روحانیون مبارز که در روستای فتیده ولنگرود برگزار می گردید شرکت می کرد و تواننست زمینه فعالیت جوانان را بر علیه حکومت طاغوت فراهم نماید . او که برای رسیدن به آزادی و برقراری حکومت اسلامی دست از جان شسته بود هر روز با غسل شهادت پا به بیرون از خانه می گذاشت و در تظاهرات علیه طاغوت شرکت می کرد.



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید یعقوب یوسفی

سوم فروردین سال 1338 در روستای نو پا شان ضیابر از شهرستان صومعه سرا در خانواده ای متدین و کشاورز فرزند پسری پا به عرصه وجود گذاشت که یعقوب نام گرفت . وی دوران ابتدایی تا دبیرستان را در ضیابر سپری کرد . پایان تحصیلات دبیرستان او مقارن با اوج قیام مردم به رهبری حضرت امام راحل (ره) بود، ایشان از دوران نوجوانی نسبت به فرایض دینی بسیار مقید بود و در مشکلات به یاری مردم می شتافت و از خلق و خوی نیکو و چهره ای بشاش برخودار بود که دیگران را مجذوب خود می کرد . با حرکت توفنده امت مسلمان به این موج عظیم پیوست و مخالفت خود را نسبت به کفر و ستم و استبداد و اختناق ، با شرکت در تظاهرات و پخش اعلامیه و شعارنویسی فعالیت مستمر و موثری در منطقه داشت و یکبار هم توسط ماموران ساواک باز داشت شد . این جوان متدین و متواضع در انجام کلیه امور و رفتارهای خود ، رضای خدا را بر خود تکلیف می دانست و همواره به تقوای الهی عمل می نمود و علاقه وافری به حضرت امام خمینی (ره) داشت. .شهید یعقوب یوسفی ارادت خاصی نسبت به پدر و مادر داشت و در خدمت و کمک به آنان از هیچ کوششی فرو گذار نبود . پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی فعالیت گسترده ای در انجمن اسلامی و پایگاه بسیج ضیابر داشت و در مبارزه با انواع فساد های اخلاقی و اجتماعی که از بقایای نامبارک رژیم طاغوت و نیز گروهک های فریب خورده مبارزه نمود ، با تهاجم دشمنان بعثی، به میهن اسلامی با عضویت در بسیج به سوی جبهه ها شتافت .

در سال 60 پس از بازگشت از جبهه به عضویت سپاه درآمد و در صف مردان سبز پوش ، سرخ قامت قرار گرفت و در طول جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده گردان مسلم بن عقیل لشکر 25 کربلا در عملیاتهای فتح المبین – محرم – از شروع عملیات والفجر مقدماتی تا عملیات والفجر 8 پیوسته در جبهه های نبرد مبارزه نمود و یکبار هم از ناحیه پا مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت. سرانجام پس از 43 ماه رزم بی امان با دشمن بعثی در عملیات والفجر 8 در منطقه عملیاتی فاو دعوت حق را لبیک گفت و به درجه شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای دهستان ضیابر ارمید. .شهید یعقوب یوسفی در سال 59 ازدواج نمود و حاصل این پیوند مقدس یک فرزند دختر و یک فرزند پسر می باشد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه سردار شهید سید صادق شفیعی

سردار شهید سید صادق شفیعی در دوازدهم دیماه سال هزار و سیصد و سی و نه در محله نوچر شهرستان رودبار همزمان با تاریخ ولادت مولای عشق حضرت علی علیه السلام چشم به جهان گشود و تمام دوران کودکی و تحصیلاتش را با نشاط و جنب و جوش فراوان در شهرستان رودبار و تهران پشت سرگذاشت . سید صادق از چنان تحرک و چابکی برخودار بود که حضورش در هر جمعی شور و نشاط خاصی به محفل می بخشید و این ویژگی خاص وی را تمام دوستانش به خاطر دارند و نیز شوخ طبی ، پرهیز در گفتن و شنیدن غیبت ،از خصوصیات بارز سید صادق بود.سید زلال بود و صمیمی، با طبعی به روانی آب و روحی به پاکی چشمه ساران و ویژه گی های اخلاقی و رفتاری حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) در او تجلی می نمود. او بسیار مهمان نواز و احترامی خاص برای اطرافیان قائل و نیز عاشق زیبائی و طبیعت بود.



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید سید مهدی نقیبی راد

سید مهدی نقیبی راد در بیست و یکم و اردیبهشت و سال هزار و سیصد و چهل و چهار، در خانواده ای مسلمان و متدین در شهرستان رشت متولد شد . و دوران تحصیلات را تا اخذ دیپلم در رشت با موفقیت گذراند و پس از آن در آزمون ورودی دانشگاه شرکت و در رشته زیست شناسی پذیرفته شد اما چون حضور در دانشگاه را مانع حضور مستمر خود در جبهه ها دید، لذا از آن صرف نظر و در دانشگاه جبهه های نبرد حق علیه باطل نقش آفرینی کرد .

 عشق و علاقه وافر سید مهدی به اسلام و انقلاب اسلامی و حضرت امام (ره) زمنیه ای برایش فراهم آورد که پس ا ز پیروزی انقلاب و با تاسیس بسیج به فرمان حضرت امام (ره) عضو فعال این نهاد مقدس گردید و در سال 60 به عنوان یک بسیجی فعال مناطق عملیاتی را تجربه کرد .                    

آقا سید مهدی در سال1362 عضو کادر رسمی سپاه پاسداران در واحد اطلاعات عملیات 25  کربلا در آمد و در همان سال در عملیات خیبر به شدت مجروح گردید . با شکل گیری لشکر و تشکیل گردان یارسول الله به عنوان اولین فرمانده گردان انتخاب شد و حضورشان در لشکر کربلا و موفقیت هایی که در آنجا بدست آورده بود شهرتی برای او ایجاد کرد که آقا سید مهدی برای فرار از این شهرت مدتی را به قرارگاه نصر که ویژه بچه های جنوب کشورمان بود رفت و مناطق جنوب تا شما ل غربی ،از سنندج ، سقز، مریوان،دهلران، شلمچه ، شوشتر ، جزیره مجنون تا داخل خاک عراق و چادر فرماندهی بعثیان می رفت و اطلاعات جمع آوری می کرد و آقا سید مهدی این جوان غیور اسلام و انقلاب ثابت که ا ز سلاله حسینیان استو سید مهدی یکبار با یک گروه 12 نفری برای شناسایی می روند لیکن نیروهای تحت امر را آماده این ماموریت نمی بیند ، لذا هر کدام را به بهانه ای از بین راه برمی گرداند به گونه ای که خود آنها دلیل اصلی این کار را متوجه نمی شوند تا بالاخره یک نفر از آن گروه با اصرار و تمنا با ایشان می ماند و سید بناجار از وی می خواهد در همان منطقه منتظرش بماند و اگر تا 5 ساعت دیگر نیامد او هم بر گردد و در نهایت سید به تنهایی می رود و 3 روز بعد با موفقیت بر می گردد . آقا مهدی به سبب قدرتی که در نهادش بود؛ فرماندهی جوان، لایق و توانا که امرش به شایستگی اجرا می شد و به وی اسامه بن زید لشکر قدس لقب داده بودند و از چنان چهره ای نورانی و رشادت و دلیری برخودار بود که بچه ها می گفتند هر کس با آقا مهدی ماموریت می رود هر چه پول دارد باید در راه خدا صدقه بدهد .

سرانجام این رزمنده دلاور اسلام وا نقلاب در تاریخ 4/13/1365 در کربلای 5 در منطقه شلمچه به درجه عظیم شهادت نائل و همنوا با عرشیان می گردد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه سردار شهید علیرضا خلوص دهقانپور

شهید والامقام ، سرتیپ دوم پاسدار ، سردار شهید علیرضا خلوص دهقانپور در سال هزار و سیصد و سی و هشت در روستای ازگم شهرستان صومعه سرا از یک خانوادهً مذهبی چشم به جهان گشود . وی ضمن تحصیل جهت کمک به خانواده در امر کشاورزی زحمات طاقت فرسایی را متحمل می شد تا باری از دوش خانواده بردارد .

علیرضا از همان دوران نوجوانی پر جنب وجوش و چابک و نیرومند و در عین حال بسیار موًدب و مقید به مبانی حیات بخش اسلام بود . این جوان دلاور اسلام ، در دوران حیات پر بارش هر گاه در گوشه و کنار کشور احساس نیاز به حضورش می کرد، بدون درنگ در آنجا حاضر وبا ایثار جان نقش آفرینی می کرد . ایشان در دوران مبارزه مردم مسلمان ایران، با حکام زور و ستم نقش بسزایی داشت . و در زمان تحرکات سر سپردگان شرق و غرب علی الخصوص گروهک منافقین با حضور شجاعانه خود عرصه را برآنان تنگ کرد و خاری در چشم دشمنان قسم خورده این آب و خاک بود .

با آغاز جنگ تحمیلی دشمنان بعثی ، پس از فراگیری آموزشهای رزمی و تاکتیکی لازم، راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد . شجاعت و دلاورهای وی در حملات نظر فرماندهان مافوق را به خود جلب کرد و به عنوان فرمانده گردان میثم برگزیده شد وی در عملیات کربلای 2 که( 60) شصت ساعت در معاصره دشمن قرار گرفته بودند، توانست با تهور و دلاوری و تدبیر خاصی کلیه نیروهای تحت امرش را از محاصر دشمن بعثی در آورد . او در عملیات رمضان بشدت مجروح گردید و علی رغم میل باطنی اش برای مداوا در بیمارستان بستری شد، ولی روز بعد با لباس بیمارستان و بدون رضایت پزشکان و دور از چشم کادر درمان آنجا را ترک نمود و به سوی میعادگاه عاشقان (جبهه) شتافت . وی همانطور که در رزم با دشمن متخاصم و سرسپرده گان شرق و غرب همواره در نبرد و مبارزه بود، در تقویت ابعاد معنوی و وجودی خویش نیز با تلاوت روح بخش قرآن مجید ، اقامه نماز اول وقت ، برپایی نماز شب ، دوستی و عشق ورزیدن به ائمه اطهار علیه السلام همتی وافر داشت . شهید خلوص انسان خالص ، وارسته و رئوفی که کمتر حرف می زد و بیشتر عمل می نمود، جوان پاکی که همواره دائم الوضو بود و در بین جوانان و نوجوانان و حتی کودکان از محبوبیت و احترام ویژه ای برخودار بود و از مصادیق (( اشداء علی الکفار و رحماء بینهم )) بود که دوستان از دیدارش خشنود و شادمان و کفار از دیدنش ناخشنود و مایوس می شدند.

وی در سال 61 به سنت دیرپای محمدی (ص) با خانواده ای مذهبی وصلت نمود که ثمره این پیوند مقدس دو فرزند یکی پسر و دیگری دختر

( آقا اسماعیل و زینب خانم ) می باشند که از زندگی مشترک ایشان به یادگار ماند .

سرانجام این سردار غیور میهن اسلامیپس از سالها مجاهدت و مبارزه در راه حق و نبرد در میادین رزم در تاریخ 25/3/67 در ارتفاعات غرب کشور در منطقه ماهوت قله قامیش به شهادت رسید و مفقودالجسد گردید . و اینک سالها از هجرت و شهادت مظلومانه علیرضا خلوص می گذرد و ما ماندیم و خاطره جانسوز آن سلحشور آن راد مرد و حماسه آفرین جبهه های نبرد ، آن پاسدار عاشق و سرافراز و آن فرمانده رشید اسلام



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زنگینامه شهید پاسدار رشید اسلام بهمن فاتحی

پاسدار رشید اسلام بهمن فاتحی در بیستم اسفند سال هزار و سیصد و چهل و چهار در خانواده ای مسلمان و متدین در روستای چپرپرد پائین حسن رود از توابع شهرستان بندر انزلی دیده به جهان گشود. بهار عمرش را با بهار طبیعت سپری کرد و توانست تا مقطع دوم دبیرستان تحصیل نماید . از زمانیکه امام خمینی (ره) را شناخت با عشق به اطاعت از ولی زمانش برای تثبیت انقلاب اسلامی و حفظ ارزشها و دستاورد های آن تلاش فراوان نمود . دارای روحیه ای خستگی نا پذیر و برخوردی متین و ملایم و از جاذبه معنوی خاصی برخودار بود . ایشان برای هدایت جوانان منطقه با بر پایی کلاسهای عقیدتی و سیا سی و آموزش قرآن مجید و برپایی اردوهای تفریحی ، فرهنگی و ورزشی نقش بسزایی داشت و الگویی مناسب برای جوانان منطقه بود .

شهید بهمن فاتحی جوانی رئوف و پاک و مهربان و در حین حال بسیار شجاع و دلیر و بی باکی بود که جزء به رضای حضرت حق نمی اندیشید .

با ایجاد انجمن اسلامی و پایگاه مقاومت بسیج در محل و عضویت در سپاه مانند دژِ مستحکمی در مقابل گروهکهای ملحد و ضد انقلاب ایستادگی نمود . با هجوم وحشیانه دشمن بعث عراق به میهن اسلامی از شهر و دیارش دل کند و دلیرانه به سوی میادین جنگی شتافت و ساکن نشین کوی جبهه ها شد و هفتاد ماه از دوران زندگی پر ثمرش را در جبهه ها نبرد حق علیه باطل با دشمنان مبارزه و پایداری نمود.وی در عملیاتهای فتح المبین ، بیت المقدس ، والفجر مقدماتی ،والفجر 8و10 و کربلایی 1تا10 و چندین عملیات ایذائی حضوریی موتهورانه داشت . سرانجام در حالیکه فرماندهی گردان مسلم بن عقیل لشکر ویژه 25 کربلا را بر عهده داشت در منطقه عملیاتی خرمال در 27/12/1366 به درجه رفیع شهادت نایل آمد و در جوار حق آرمید .

 

 فرازی از نوشته های شهید :

در راه خدا مبارزه کنید و عوامل ضد انقلاب را سرکوب نمایید هر چند به قیمت جان شما تمام شود و بدانید که سرانجام حق پیروز است و ما که اطمینان داریم در راه حق قدم برداشته ایم و حق با ماست از شهادت چه باکی داریم .

ای خدای بزرگ : از تو سپاسگزارم که بمن پدر و مادری عنایت کردی که مرا بدین سان تربیت کند تا موفق شوم ، در راه رضای تو جانم را قربانی کنم



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید بزرگوار اکبر ابراهیم زاده

شهید بزرگوار اکبر ابراهیم زاده در دوم تیرماه سال 1343 در بخش کلاچای از شهرستان رودسر در خانواده ای کشاورز و متدین متولد گشت. و تربیت اسلامی او در خانواده باعث شد زود در مسیری گام نهد که علمای اسلامی علی الخصوص مرجع جهان شیعه حضرت امام خمینی (ره) رهنمود می فرمودند. و با الگو پذیری از مرجع و مولایش در مبارزات علیه نظام ستم شاهی و با حضور در تظاهرات و توزیع نوار و پوسترهای حضرت امام خمینی (ره) نقش ارزنده ای ایفا نمود، و در این رابطه بارها توسط ماموران رژیم مورد ضرب و شتم قرار گرفت. با وجود سن و سال کم خود بسیار متدین و دلیر و شجاع بود و برای رسیدن نیل به اهداف والای انقلاب اسلامی بی مهابا تلاش می نمود.



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه سردار شهید علی خوش روش

سردار شهید علی خوش روش ماسوله در دوازدهم خرداد سال 1341 در خانواده ای مذهبی و عاشق اهل البیت علیهم السلام در شهرستان فومن دیده به جهان گشود ، وی از همان دوران کودکی با عشق وافر به خاندان عصمت و طهارت علیه السلام خو گرفت و بزرگ شد به همین علت فردی متواضع ، بردبار ، باتقوا ،پرهیزگار و صبور مهربان و در حسن خلق شهره شهر فومن و سر آمد جوانان بود .

وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت سپری کرد ، او در حالیکه دانش آموز سال چهارم دبیرستان بود به جمع لشکریان اسلام پیوست و به مبارزه با متجاوزین بعثی مشغول گردید



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه سردار شهید حمید رجبی مقدم

سردار شهید حمید رجبی مقدم در اول مهر ماه سال 1337 در شهرستان ساحلی بندر انزلی دیده به جهان گشود .

آقا حمید تحصیلاتش را در بندر انزلی بپایان رساند و از آنجا که متنعم از روزی حلال پدر زحمتکش خود بود بهرمند از فیض حضور در محافل قرآنی مسجد قائمیه بندر انزلی شد و بتدریج با معارف اسلام ناب محمدی (ص) آشنا شد .

آقاحمید در زمان تحصیل شاداب و بسیار پر جنب و جوش و درعین حال با روحیات معنوی و مذهبی ای که برخودار بود در مدرسه از هر فرصت پیش آمده، با گفتن حرفها و مسائل مذهبی و گرفتن صلوات بر محمد ال محمد(ص) در حین اجرای برنامه های فوق به فضای غیر اسلامی مدرسه ( در زمان طاغوت ) روح معنوی می بخشید و به همین علت بارها از سوی مدیر و بعضی از معلمین مدرسه مورد عتاب قرار می گرفت و از او و والدینش تعهد گرفتند که در مدرسه اخلال نکند . ؟ ! و ایشان بشرطی حاضر به حضور در دفتر مدرسه برای امضای تعهد نامه شد که معلمین خانم(زن) حاضر در دفتر حجاب بگیرند و با این جمله پافشاری خود را بر اعتقادات اسلامی اش در این فرصت پیش آمده بار دیگر اعلام نمود .



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید وحید رازقی لنگرودی

شهید وحید رازقی لنگرودی در 15/1/1347 در خانواده ای مذهبی ، کشاورز و زحمتکش در کومله پا به عرصه وجود نهاد ،از همان دوران کودکی بچه ای زیبا ، خوش زبان و فعال و پرجنب و جوش بود و گاهی به کمک پدر در امر مغازه نیز مشغول می شد .در کلاس پنجم ابتدائی درس می خواند که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و او عاشق قرآن و اسلام و ائمه معصومین بود با وجودی همانند آئینه صاف و شفاف و قلبی پاک به دنبال فراگیری قرآن و کتباسلامی پرداختند و علاقه مفرط ایشان بهائمه خصوصاً جریان حماسه کربلا برای خانواده مایه تعجب بود و این گفتار را تداعی می کرد که رزمندگان آینده سنگر توحید ، کودکانیهستند که دربغل مادر بهمراسم عزاداری میروند و با اشک و آه شیر مادر می خورند و عشق حسین در رگ های آنها تزریق می شود . در ایام ماه مبارک رمضان با وجود سن کم مکبر نماز جماعت در مسجد بودند ، وقتی برای اولین بار بطور مخفیانه راهی اردوگاههای نظامی شده بودند جای او در مسجد خالی بود که مردم زمزمه می کردند چرا او رفته ، وجود او باعث انسجام نمازها میشد . با تشکیل پایگاههای مقاومت ایشان از همان دوران از اعضاء و جنب و جوش پایگاه بودند بعد از دیدن دوره آموزشی که از تابستان 60 شروع شده بود . بطور مخفیانه و با جعل کردن شناسنامه خود راهی جبهه شدند از ناحیه سر درهمان اعزام زخم عمیقی برداشته برای استراحت آمدند .



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید بهروز محمد حسینی

شهید بهروز محمد حسینی در سال 1335 در خانواده ای مذهبی شهر کلاچای از توابع شهرستان رودسر چشم به جهان گشود و دوران تحصیلات ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان را در این شهر گذراند.

شهید همواره در دوران رژیم ستمشاهی مبارزات سیاسی فراوان داشت ، ایشان پس از اخذ دیپلم به عنوان معلم به آموزش و پرورش فرزندان این مرز و بوم در خطه رودسر پرداختند . پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ از همان ابتدا بعنوان یک بسیجی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شدند و با توجه به لیاقتی که از خود نشان داده بود بعنوان فرمانده گردان امام حسین (ع) برگزیده شد . وی علاوه بر اینکه رزمنده بود ، علاقه فراوان به ادامه تحصیل داشت . به همین علت در آزمون کنکور سراسری شرکت و در رشته دامپزشکی پذیرفته شد و همچنین با اقدام به تشکیل خانواده ، دینش را کامل نمود و خداوند سه فرزند به او هدیه کرد ، با اینکه به فرزندانش عشق می ورزید و تحمل دیدن رنج آنها را نداشت ولی حضور در جبهه و دفاع از میهن اسلامی را از امورات مهم زندگی اش بر می شمرد و بیش از 58 ماه در میادین مختلف جنگ مردانه جنگید تا اینکه در 5/4/66 در منطقه ماووت عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه پاسدار رشید اسلام شهید سید محمد محمد نژاد

پاسدار رشید اسلام شهید سید محمد محمد نژاد در سال 1338 در خانواده ای محروم و ستم کشیده در یکی از محلات شهرستان رشت دیده به جهان گشود . با سپری کردن دوران طفولیت پا به مدرسه گذاشت و در مدارس رشت تحصیلاتش را سپری کرد . تحصیلات دبیرستان وی با آغاز حرکت یکپارچه و کوبنده مردم علیه سرنگونی رژیم منهوس پهلوی همراه شد و سید نیز یکصدا و هماهنگ با ملت به پش رت حرکت نوینی در زندگیش پدیدار گشت . وی که در طی این مدت به ماهیت کثیف رژیم طاغوت و وابسته به شرق و غرب پی برده بود عاشقانه و همدوش با میلیونها انسان آزاده ایران فریاد مرگ بر شاه و مرگ بر آمریکا و ... سر داد و در تظاهرات و فعالیتها ها خواهان استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی بود از این رو ماموران شاه او را شناسائی و به منزل ایشان هجوم بردند و او را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند .



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید بزرگوار حاج بهرام گل آور

شهید بزرگوار حاج بهرام گل آور در اولین روز سرد فصل زمستان ، سال1337 در شهرستان ساحلی بندر انزلی از خانواده ای مسلمان و متدین و از مادری مومنه به دنیا آمد . او از کودکی بهمراه مادر مکرمه اش با حضور درپای  منبرها و مجلس مذهبی و عزای حسینی مشتاقانه شرکت می کرد و بدینسان درس عشق و آزادگی را از مکتب غنی اسلام ، انسان ساز و راه سرخ حسینی بدرستی آموخت و آنرا هدف و سرلوحه زندگیش قرار داد .

او پس از اتمام تحصیلات ابتدائی و راهنمایی ،دیگر تحمل نیاورد زیرا علاقه وافری به کسب تحصیل علوم دینی و حوزوی داشت ، لذا به شهر مشهد مقدس هجرت نمود و در جوار بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج ( ع ) در مدرسه علمیه آیت الله میلانی و در محضر اساتید محترم حوزه به مدت 3 سال دروس حوزوی تلمذ نمود .

بهرام از همان زمان به مسائل سیاسی روز و بیداد حکومت منهوس پهلوی و تفکرات حضرت امام خمینی آشنا و علاقمند گردید .

سپس برای نیل به اهداف مقدس خویش راهی شهر خون و قیام ( قم ) شد . و در جوار بارگاه ملکوتی و معنوی حضرت معصوم (س) و در مدرسه دارالشفاء از محضر اساتید مجرب حوزه علوم دینی اندوخته های زیادی آموخت و به کمال معرفت و شناخت و عرفان دست یافت . علاقه وافر، ایشان به مطالعات مذهبی و علمی و سیاسی سبب شد تا با شروع حرکت انقلابی قائد عظیم الشان حضرت امام خمینی ، برای ادای دین و تکلیف و انسجام و سامان بخشیدن به تظاهرات و قیام مردمی راهی شهر و دیار خود بندر انزلی شد. او از عناصر اصلی تظاهرات و راه پیمائی ها برای رسوایی حکومت طاغوت و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن فعالیت و تلاش فراوان نمود و در این راه به طبع رنج زیادی را متحمل شد.

حاج بهرام پس از نصرت و پیروزی حکومت اسلامی ، مسئولیت فرهنگی جهاد سازندگی و مسئولیت مرکز هلال احمر بندر انزلی را بر عهده گرفت . ایشان همچنین از اعضای اصلی هیئت عاشقان ثارالله سپاه پاسداران و مدرس کلاسهای عقیدتی و سیاسی و احکام و معارف اسلامی بود . علاوه بر آن مدیریت حج تمتع را نیز بر عهده داشت و چون از خلاقیت و ذوق هنری فوق العاده ای برخوردار بود از جمله طراحان نمایشگاههای دوران انقلاب و جنگ تحمیلی بشمار می رفت .

شهید بزرگوار حاج بهرام گل آور، این سرباز خستگی ناپذیر اسلام از لحظات پر ثمر عمر خویش به بهترین نحو ممکن در راه رضایت حضرت باریتعالی کوشید و در مصاف با دشمنان داخلی و خارجی خصم دون نبرد نمود و هر کجا که اسلام را، در معرض خطر دید عاشقانه شتافت و جا و مکان ، برای مبارزه و نبرد با کفر برایش معنا و مفهوم نداشت ، لذا طی مراحلی ماموریتهای به لبنان و فلسطین و افغانستان به او محول شد و چون از لیاقت و شایستگی خاصی بر خودار بود توانست از عهده ماًموریت محوله به نحوه عالی برآید .

شهید بزرگوار حاج بهرام گل آور، بسان گل چهره ای زیبا و بشاش و ملیح داشت که لبخندی بر زیبای و شادابی و ملاحت آن می افزود و حکایت از روح آرام و مطمئن و ایمان او می نمود ، و در کنار او بودن به انسان لذت و آرامش می داد .

حاج بهرام در سالهای دفاع مقدس به لحاظ رسالتی که بر دوش گرفته بود به نبرد با دشمنان بعثی کافر در جبهه های دفاع مقدس شجاعانه و با عزمی راسخ مبارزه و نبرد نمود

شهید گل آور ، در سالهای دفاع مقدس بنا به وظیفه ای که در خود احساس می کرد بارها راهی جبهه های نبرد با کفار بعثی عازم مناطق جنگی شد و شجاعانه طی 23 ماه از عمر پر برکتش را در نبرد و مبارزه با دشمن خصم دون بسر برد .

سرانجام پس از 30 سال هجران و درد فراق از معبود خویش در حالیکه فرماندهی گردان 14 صاحب الزمان ( عج ) ، در رسته مهندسی رزمی جهاد سازندگی را بر عهده داشت در مورخه 4/4/1367 در جزیره مجنون بر اثر بمباران شیمیایی دشمن ، دعوت حق را لبیک گفت و به وصال معشوق نائل آمد و با عرشیان هم نوا شد .

زندگینامه شهید اردشیر رحمانی

شهید اردشیر رحمانی در 26/11/1340 در شهرستان رشت ، دیده به جهان گشود .او پس از دوران خردسالی ، سالهای تحصیل خویش را یکی پس از دیگری با موفقیت به پایان برد و سال چهارم دبیرستان بود که انقلاب اسلامی شکل گرفت .             

در جریان پیروزی انقلاب ، فعالانه در تظاهرات علیه طاغوت شرکت می نمود . یک بار هم به مدت چند روز ، ساواک او را بازداشت کرد و مورد شکنجه قرار داد ولی پس از آزادی ، دوباره به پخش اعلامیه و پوستر و نوار امام و شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات مشغول شد . بعد از پیروزی انقلاب نیز در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب حضوری چشمگیر داشت و به عضویت سپاه پاسداران رشت در آمد و در واحد روابط عمومی سپاه ، ادای وظیفه کرد و با شروع جنگ تحمیلی ، راهی جبهه ها شد .     

پس از بازگشت از سر پل ذهاب در سال 61 چون به منزل آمد ، طبق فرموده مادرش ، گفت : (( اثاثیه مرا ببندید ، چون برای چهار سال به جبهه می روم )) ، زیرا زندگی ارزشمند و خداگونه شدن را در جای جای جبهه ها سراغ گرفته بود . مسئولیت در جبهه و تعهد به خدمت به او فرصت نمی داد ، که در عقبه بماند ، او شیفته ی جهاد و سرمست عطر خوش شهادت بود. و پیش از شهادت چندین بار مجروح شد. این سپاهی دلیر در لشکر25 کربلا فرمانده گردان مکانیزه بود .شهیدبزرگوار اردشیر رحمانی در تاریخ 3/11/1365 در عملیات کربلای 5 شهد شیرین شهادت را نوشید و سوار بر بال فرشتگان سر به سدره المنتهی کشید .



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگی نامه شهید حسن بهرامی

در سپیده دم اولین روز تیرماه سال 1345 در یک خانواده مذهبی در روستای آرو از توابع شهرستان دماوند چشم به جهان گشود. پس از اینکه به سن 7 سالگی رسید در روستای خودش به تحصیل پرداخت و این دوره تحصیلی را با موفقیت پشت سر گذاشت و سپس وارد مقطع راهنمایی گردید و این دوره را نیز با نمرات عالی به اتمام رساند.

قدرت حافظه بسیار بالایی داشت به حدی که اکثر نمرات او در تمام دوران تحصیلی بیست بود و از این جهت در بین همکلاسی ها و تمام دانش آموزان به "حسن بیستی"معروف بود.

در انجام تکالیف بسیار دقیق و منظم بود.

اگر قرار بود متنی را حفظ کند چنان اهتمامی داشت که کوچکترین مطلبی را فراموش نمی کرد.

خصوصیات شهید :

شهید بهرامی از نظر اخلاق اسلامی،صداقت در گفتار و کردار،زبانزد بود و نسبت به انجام واجبات و ترک محرمات خیلی کوشش و تلاش داشت. در عملیات حاج عمران که شرکت داشت برای خانواده نامه نوشت : پدر جان من جز یک هفته که در عملیات بودم بقیه ماه رمضان را روزه گرفتم.

یکی از خصوصیات شهید این بود که به امام خمینی (ره) خیلی علاقه داشت،همیشه اسم امام را زمزمه می کرد و حتی نام امام خمینی(ره) را بر ستون چوبی درون منزلشان با میخ حکاکی کردند.

سر انجام در سال 1365 با دهان روزه به خیل شهیدان پیوست و در مزار بهشت فاطمه ی آرو به خاک سپرده شد.



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگی نامه شهید بابایی

شهید بابایی در سال 1343 در خانواده ای مذهبی و زحمتکش دیده به جهان گشود. نامش را همچون اربابش، حسین نهادند.

در سن 7 سالگی در مدرسه ی ابتدایی روستای آرو مشغول به تحصیل شد و این دوره را پشت سر گذاشت. ولی بخاطر وضع مالی بد خانواده نتوانست به تحصیل ادامه دهد.

خصوصیات شهید:

* بسیار به نماز اول وقت اهمیت می داد.

* روزه گرفتن را دوست داشت و می گفت : روزه تنها عبادتی است که در آن ریا وجود ندارد و روزه باعث اخلاص در عبادت است.

* بسیار مهربان ، پر عاطفه و دلسوز بود.

* به بزرگتر ها و نیز کوچکترها احترام می گذاشت.

* به پدر و مادر خود نیز بسیار احترام می گذاشت و هیچ وقت نشد که موجب ناراحتی پدر و مادر شود.

* نسبت به انقلاب اسلامی و امام خمینی عشق می ورزید و عاشق نام امام خمینی (ره) بود.

* همیشه به سخنان امام عزیز گوش می داد و مواقعی که سخنرانی امام پخش می شد ، همگی را امر به سکوت می کرد و می گفت : بگذارید ببینیم امام چه می گوید؟

* در شبهای محرم در عزاداری امام حسین علیه السلام شرکت فعال داشت و با نام امام حسین علیه السلام اشک می ریخت و به عزاداران چای می داد و به آن افتخار می کرد.

* عاشق جبهه و خط مقدم بود.

* هر وقت به مرخصی می آمد دلش در جبهه ها بود و می گفت : اینجا برایم تنگ است و نمی توانم بمانم.

ایشان در تاریخ 8/8/63 در سر پل ذهاب بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سرش، به خیل عظیم شهیدان پیوست.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید حاج احمد متوسلیان

فعالیتهای شهید پیش از پیروزی انقلاب اسلامی 

 احمد که انسانی وارسته و مؤمن تربیت یافته بود  همواره با رژیم شاه در حال مبارزه بود . حتی وقتی به سربازی اعزام می شود  در ارتش به روشنگری سربازان و افشاگری مفاسد می پردازد . پس از پایان سربازی  از سوی یک شرکت خصوصی  برای انجام مأموریتی به (( خرم آباد )) می رود . روز به روز در مبارزاتش علیه شاه جایتر عمل می کند تا اینکه از سوی ساواک تحت تعقیب قرار می گیرد و در سال 1354 ، کمیته مشترک به اصطلاح (( ضد خرابکاری ساواک)) او را دستگیر و مورد شکنجه قرار می دهد . مدت پنج ماه در زندان (( فلک الافلاک)) خرم آباد ، در سلول انفرادی به سر می برد . این زندانها و شکنجه ها ، از احمد فردی مجرب و خود ساخته بار می آورد و او را در راهی که انتخاب کرده بود ، راسختر و پر صلابت تر می کند .



[ ادامه مطلب ] | [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
زندگینامه شهید پلارک

شهید پلارک فرزند سید عباس،متولد 1344 تهران و اصالتاً تبریزی است؛در سال 66 در عملیات کربلای 8 ،شلمچه، به شهادت رسید.

در 6سالگی پدر را از دست داد و چون تک پسر خانواده بود علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد. او در خیابان ایران میدان شهدا و در محله‌ای مذهبی زندگی می‌کرد. مسجد حاج آقا ضیاء آبادی (علی بن موسی الرضا(ع) ) مأمن همیشگی‌اش بود. اگر چه او از بچگی نمی‌شناختم اما از سال 63رفاقتمان شدیدتر شد. وی دائماً به منطقه می‌رفت و من از سال 65به او ملحق شدم و از نزدیک همراهیش نمودم. او فرمانده آ ر پی جی زنهای گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص) بود. احمد مثل خیلی از شهدای دیگه بود. به مادرش احترام می‌گذاشت، به نماز اول وقت اعتقاد داشت، نماز شبش ترک نمی‌شد. همیشه غسل جمعه می‌کرد. سوره‌ی واقعه رو می خوند و... اما این که چرا مزارش خوشبو شده و دو سه بار هم که سنگش رو عوض کردن باز هم خیلی از نیمه شب‌ها خصوصاً تابستون‌ها فضا رو معطر می‌کند به نظر من یه دلیلی داره... سید احمد یه مادر داره که هنوزم زنده است. خدا حفظش کند. خیلی مؤمنه واهل دله. معروف بود که تو قنوت نماز از لباش آبی می‌ریخت که معطر بود. بعضی از زن‌ها می‌گفتند ما با چشم خودمون این مسئله رو دیدیم. امّا یه عده اونقدر با طعنه و کنایه‌ها شون پیرزن رو اذیت کردن که بنده‌ی خدا گوشه‌نشین شده ... فکر می‌کنم خدا خواست با خوشبو کردن مزار احمد قدرتش رو به اون‌ها نشون بده ... تازه خیلی‌ها هم از احمد حاجت می‌گیرن.(برگرفته از کتاب ننه علی)



| [ کلمات کلیدی ] : زندگی نامه
ن : محمد بیرانوند
ت : ۱۳۸٩/٥/٢٠
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.